جنگ روایت ها سال هاست که در حال کشتن روان ها و افکار است، حال که در عرصه ملموس فیزیکی آثار آن را مشاهده میکنیم میوه و ثمره این سالهای جنگ تحمیلی است که علیه ملت ایران به راه افتاده است.
به عنوان کسی که سالها مطالعه و پژوهش در زمینه جامعه شناسی و رفتار شناسی سیاسی داشته ام و به عنوان کسی که نویسنده و خبرنگار حوزه موضوعات خاورمیانه است می گویم که جامعه ایران و ملت ایرانی سالهاست که هویت او مورد تهدید قرار گرفته است و یک جامعه با هویت کم رنگ بسیار خطرناک می تواند ظاهر شود.
موقعیت فعلی ایران بسیار شبیه کشورهایی نظیر لیبی و سوریه می تواند باشد، رسانه و فضای مجازی و جنگ روایت هایی که وجود دارد کاملا شبیه لیبی است ! اعتراض» اغتشاش» سرکوب » اغتشاش جنایت گونه » جنگ نظامی » سقوط حاکمیت » تجزیه کشور و ... اکنون لیبی فعلی کشوری است که نه تنها هویت ملی ندارد بلکه هویت سرزمینی را نیز از دست داده است!
با قدری نگاه بدون بایاس ذهنی وقتی به این واقعه حادث شده در این روز های ایران مشاهده می کنیم می بینیم که سطح از خشونت و جنایت بسیار بالا بوده، جنایتی که توسط عده ای وحوش که در کالبد انسان درآمده بودند و در میانه مردمان معترض هیجان را بالا برده و جنایات را به دست خود و به نام مردم سند میزنند.
نیرو های نظامی و انتظامی که برای امنیت پایدار در جامعه و در کف خیابان شهید شده اند ، چرا به نحو خشونت بار و بعضاً تکه تکه شده و شکنجه وار شهید شده اند؟! مگر میشود یک فرد عادی در جامعه بدون هیچ زمینه ای جانی شود و جنایت کند ؟! مگر اینکه سالها برای این کار آموزش های لازم را دیده باشد.